محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
40
مجمع الانساب ( فارسى )
مواجب ايشان باخبر باش و جريدهء عرض را بايد كه همچون قل هو اللّه حفظ تو باشد و بايد كه همهء مردمان سپاه خود را شناسى و نام دانى و اوجاور ( ؟ ) و نسب و شكل برابر تو باشد . و خوى و طبع هر قومى معلوم خود كنى . و مردمان مردانه را نيكو دار و بنواز ، تا بر تو مشفق باشند و راهها ايمن دار كه مهمتر كارى اين است ، و هر مالى كه در بيابان از بازرگانى ببرند چنان دان كه مال از خزانهء تو بردهاند و تا دزد را نكشى و مال به صاحب حق باز نرسانى خواب مكن ، و به ديوان مظالم خود بنشين و در اين كار نيكو احتياط كن كه بسيار كس باشند كه ظلم كرده باشند و پيش تو چنان نمايند كه مظلومتر از او نيست البته به حق در تظلمها بنگر مبادا سهوى رود و تو در قيامت گرفتار شوى . و از كار معاملات و بازار و اسعار و داد و ستد با خبر باش و مردمان امين را بگمار تا در بازارشان مردم راست دارند كه همچنان كه امروز زيردستان هرچه كنند ، لابد پيش تو بايستند و بازخواست آن كنى ترا نيز هر آينه در قيامت پيش خالق ببايد ايستاد و از تو بپرسد و اگر نيم - شب در مملكت تو جانورى گرسنه خفتد خداى تعالى مكافات تو بكند و گناه فاحش مكن كه اگر تو فاسق باشى مردمان را از براى فسق و فجور تأديب نتوانى كردن . و به هرحال ظلم روا مدار و اگر كسى چيزى از مال بر سر ولايتى برد و گويد تا فايدهء خزانه باشد قطعا جايز مدار كه آن مال از خانهء خود بيرون نمىآورد و اگر او را مال در خانه بودى خود اين عهده نكردى پس بدان كه از رعايا خواهد ستد و چون رعيت درويش شدند ولايت خراب شود و نام بد بر تو و مال در دست غاصب بماند . و بايد كه دو گناهكار را هرگز عفو نكنى : يكى كسانى كه طمع در ملك تو كنند و قصد كنند كه ترا از ملك بيزار كنند . ايشان را استيصال ببر و اگر خود پسر تو باشد ، و يكى آن كه به مال مردمان دست دراز كند ، ايشان را بكش و مال باز خداوند رسان و باقى گناهكاران را به قدر گناه تأديب كن . و عفو از همه چيزى بهتر است و صفتى است از صفات خداى تعالى اگر مجرمى را عفو كنى خداى تعالى ترا نيكويى بخشد . و بايد كه البته سخاوت و جوانمردى پيشه كنى كه فرماندهء بخيل ممسك به هيچ كار نيايد اگر هر هنر دينارى باشد چون بخيل باشد هرگز نام نگيرد و مردمان نام و آوزاه به سخاوت گيرند ، و نيز بايد كه اسراف روا ندارى تا همهء خزانه را بيفايده بباد ندهى . عطا به حق و به وقت ده و به مردمانى مستحق رسان و كسانى كه سزاوار